وَالـــضُّــحَــى

خط خطی های ذهن پریشان من .

تبلیغات تبلیغات

۴۶۸. The intern

صبح پرمشغله ای داشتم . یه مورد از مدارکم برای فارغی ارشد کم بود رفتم حلش کردم بردم دانشگاه . کارشناس مربوط نبود و دادم اتاق بغلی که یه خانمی بود بهش بده . فکر کنم بد موقع رفتم داخل اتاقش هر چند قبل ورود در هم زدم . بهرحال یه اقای دیگه ای بود و من کلا کسی رو از دانشگاع غیر سه چهار نفر نمیشناسم. نمیدونم حس مثبتی از اتاقشون نگرفتم و گاهی آدم بعضی چیزا رو میفهمه. ترک محل نمودم ! نمیدونم نظری هم راجع به این اتفاق ندارم.
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

پیوندها